به توکل نام اعظمت
خداروشکر امتحانات ترم ۴ تموم شد، خوب یا بد
هفته قبل کارآموزی عفونی بودیم
امروز هم شروع کلاسهای ترم جدید بود،
زمان خیلی زود می گذره،
امروز رفتم جلسه شورای فرهنگی
مینول نتونست بیاد و من به جاش رفتم
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
دختر خاله کوچیکه زودتر از بزرگه نامزد کرد
ما رو هم دعوت گرفتن اما خانم والده گفتش که نمی ریم
البته که امتحانات ما رو بهانه و دستاویزی قرار داد واسه نرفتن وگرنه که خودش دوست نداشت بره چون مخالف بود و دسیسه ای هم با خواهر بی بی سی داشت،
بزرگه هم احتمالا این هفته نامزد میکنه با پسر عمو جانش
اینو دیگه میریم احتمال زیاد
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
خواستگار عمه خانم هم به درد نخور بود همون اول جواب رد دادم بهشون
این همه سال عمه رو ترشی ننداختیم که آخر سر بدیمش به این
واااالاااااا![]()
مادر میگه یه خواب دیدم شبیه خوابی که مادرم موقع ازدواج من دیده
انگار قراره یه خبرهایی بشه![]()
![]()
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
از تعطیلات فوق اندک بین ۲ ترم تنها استفاده ای که تونستم بکنم کتاب خوندن و فیلم دیدن و خوابیدن بود وقت های استراحت هم فیلم دانلود میکردم واسه بعدا
الان به اندازه ۶ ماه فیلم دارم که ببینم![]()
چند تا کتاب هم باید بخونم و خلاصه کنم برا پویش خوانده م بخوان
ایشالا که جواب بده و یه فرهنگ سازی هر چند اندک در راستای کتابخوانی بتونیم انجام بدیم
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
من از همین جمعه که گذشت بوی عید و بهار رو حس کردم
بی صبرانه منتظر اومدن بهارم
هیچ فصلی به اندازه بهار برام لذت بخش نیست
و هیچ عیدی برام نوروز نمیشه
حس و حالش رو دوست دارم
همه به تکاپوی عجیبی می افتن و این باعث میشه بفهمی که هنوز امید به نو شدن و تغییر توی آدم ها نمرده،
زمستون نتونسته روحشون رو منجمد کنه و با کوچکترین تابشی از جانب خورشید یخ شون باز میشه
و دوباره به حرکت در میان
برچسب:
نویسنده: زهرا کریمی